زیر گنبد کبود

جز من و خدا

کسی نبود......

روزگار روبه راه بود

هیچ چیز
       
نه سفید و نه سیاه بود...

با وجود این

مثل اینکه چیزی اشتباه بود!


زیر گنبد کبود

بازی خدا

نیمه کاره مانده بود
                   
واژه ای نبود و هیچ کس

شعری از خدا نخوانده بود
         
تا که او مرا برای بازی خودش

انتخاب کرد

توی گوش من یواش گفت

تو دعای کوچک منی

بعد هم مرا مستجاب کرد...





عرفان_نظر_آهاری










طبقه بندی:
برچسب ها: عرفان نظراهاری، زیر گنبد کبود، متن های زیبا، وبلاگ متن های زیبا، من و خدا، شعر نو، دل نوشته های عارفانه،

تاریخ : شنبه 16 مرداد 1395 | 12:05 ب.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



وصیت کرده ام بعد از مرگـــم، دوتا فنجــان چای هم دفــن کنند

شاید صحبت های من با خـــدا به درازا کشیــد...

به هر حال دلخـــوریها کم نیست از بندگانش...

همان هایی که بی اجـــازه وارد شدند، 

خود خــواهانه قضاوت کردند،

بی مقـــدمه شکستند و

بـی خــداحافظـــی رفتنـــد . . .






طبقه بندی:
برچسب ها: من و خدا، متن های زیبا، دل نوشته، غم نوشته، جملات ناب،

تاریخ : سه شنبه 20 بهمن 1394 | 10:45 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic