شب شد ...

ماه را بوسیده‌ام

خیال پریشانم را شانه زده‌ام

گلدان های شمعدانی را 

به نوازشی آرام خوابانده‌ام 

منتظرت می‌مانم

تا چون هر شب 

با صدای 

" شبت بخیر ماه من"

رویای تو را به آغوش بگیرم ...!



✍️فریدون مشیری




شـبتـون عـشـق 







گیف



طبقه بندی: ♥⭐️ شـــب بخیــــر ⭐️♥، 
برچسب ها: رویای تو، شبت بخیر، شبت بخیر ماه من، شـبتـون عـشـق، فریدون مشیری، شب بخیر، شب بخیر زیبا،  

تاریخ : یکشنبه 13 مرداد 1398 | 11:00 ب.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات

جداکننده




 صبحی دیگر

یک برکت ♥ دیگر

و فرصت دیگری برای زندگی 

به هر نفس به عنوان

یک هدیه از طرف خدا 

نگاه کن



♥ خدای مهربانم 

تو را سپاس  بخاطر

♥ روزی دیگر و آغازی نو 



عکس زیبا



من مناجات درختان را هنگام سحر،

رقص عطر گل یخ را با باد ،

نفس پاک شقایق را در سینه کوه ،

صحبت چلچله ها را با صبح ،

بغض پاینده هستی را در گندم زار ،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ،

همه را میشنوم ، میبینم ...

من به این جمله نمی اندیشم ،

به تو می اندیشم ... 

ای سراپا همه خوبی  ...

 تک و تنها به تو می اندیشم ...

همه وقت ، همه جا ،

من به هر حال که باشم به تو  می اندیشم ...

تو بدان ، این را تنها تو بدان

 تو بیا 

تو بمان با من ♥ ، تنها تو بمان ...




✍️ فریدون مشیری




سلام و صبحتون عشق 




گل






طبقه بندی: ♥⭐️ صـــبح بخیــــر ⭐️♥، 
برچسب ها: برکت، هدیه، خدای مهربانم، به تو می اندیشم، تنها تو بمان، فریدون مشیری، صبحتون عشق ♥،  

تاریخ : پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398 | 08:02 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات

جداکننده






نرم نرمک میرسد اینک بهار ...

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک

شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس ، رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب ...




✍️ فریدون مشیری




گل



طبقه بندی: ♥⭐️ عـــید نـوروز ⭐️♥، 
برچسب ها: بهار، باران، سبزه، آسمان آبی، برگهای سبز، عطر نرگس، فریدون مشیری،  

تاریخ : چهارشنبه 29 اسفند 1397 | 11:54 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



من نمیگویم درین عالم

گرم پو، تابنده، هستی بخش

چون خورشید باش

تا توانی

پاک، روشن

مثل باران

مثل مروارید باش



"فریدون مشیری"




http://uupload.ir/files/oyu9_photo_2016-08-03_14-24-49.jpg



طبقه بندی:
برچسب ها: فریدون مشیری، خورشید، مروارید، متن های زیبا، وبلاگ متن های زیبا، شعر نو، هستی،  

تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 02:21 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات




تو كیستی، كه من اینگونه بی تو بی تابم؟

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو

بسان قایق سرگشته، روی گردابم!


تو در كدام سحر، بر كدام اسب سپید

تو را كدام خدا

تو از كدام جهان

تو در كدام كرانه، تو از كدام صدف

تو در كدام چمن، همره كدام نسیم

تو از كدام سبو؟


من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه!

چه كرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!


تو آرزوی بلندی و دست من كوتاه

تو دوردست امیدی و پای من خسته ست.

همه وجود تو مهر است و جان من محروم

چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته است..




فریدون مشیری




http://up.royayekhis.ir/up/royaye_khis/25/446385695.jpg



طبقه بندی:
برچسب ها: فریدون مشیری، شعری از فریدون مشیری، متن های زیبا، وبلاگ متن های زیبا، شعر نو، شعر زیبا،  

تاریخ : جمعه 18 تیر 1395 | 01:40 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



گفت دانایی که: گرگی خیره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!...

هر که گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته می شود انسان پاک

وآن که با گرگش مدارا می کند

خلق و خوی گرگ پیدا می کند 

در جوانی جان گرگت را بگیر!

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند...

وآن ستمکاران که با هم محرم اند

گرگ هاشان آشنایان هم اند

گرگ ها همراه و انسان ها غریب

با که باید گفت این حال عجیب؟



  فریدون مشیری





 



طبقه بندی:
برچسب ها: فریدون مشیری، شعری از فریدون مشیری، گرگی خیره سر، متن های زیبا، وبلاگ متن های زیبا، شعر، شعر زیبا،  

تاریخ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 02:45 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



از دل و دیده ، گرامی تر هم

                            آیا هست ؟

- دست ،

      آری ، ز دل و دیده گرامی تر :

                                        دست  !

زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان ،

بی گمان دست گرانقدرتر است .

 

هر چه حاصل كنی از دنیا ،

                           دستاورد است !

هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمین ،

دست دارد همه را زیر نگین !

سلطنت را كه شنیده ست چنین ؟!

 

شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست !

خوشترین مایه دلبستگی من با اوست .

 

در فروبسته ترین دشواری ،

در گرانبارترین نومیدی ،

بارها بر سرخود ، بانگ زدم :

- هیچت ار نیست مخور خون جگر ،

                                      دست كه هست  !

 

بیستون را یاد آر ،

دست هایت را بسپار به كار ،

كوه را چون پَر كاه از سر راهت بردار  !

 

وه چه نیروی شگفت انگیزی است ،

دست هایی كه به هم پیوسته است  !

به یقین ، هر كه به هر جای ، در آید از پای

دست هایش بسته است  !

 

دست در دست كسی ،

                       یعنی : پیوند دو جان !

دست در دست كسی

                        یعنی : پیمان دو عشق !

دست در دست كسی داری اگر ،

                                    دانی ، دست ،

چه سخن ها كه بیان می كند از دوست به دوست ؛

 

لحظه ای چند كه از دست طبیب ،

گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد ؛

نوشداروی شفا بخش تر از داروی اوست  !

 

چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دست ،

پرچم شادی و شوق است كه افراشته ای !

لشكر غم خورد از پرچم دست  تو شكست ! 

دست ، گنجینه مهر و هنر است :

خواه بر پرده ساز ،

خواه در گردن دوست ،

خواه بر چهره نقش ،

خواه بر دنده چرخ ،

خواه بر دسته داس ،

 

خواه در یاری نابینایی ،

خواه در ساختن فردایی !

آنچه آتش به دلم می زند ، اینك ، هر دم

سرنوشت بشرست ،

داده با تلخی غم های دگر دست به هم  !

 

بار این درد و دریغ است كه ما

تیرهامان به هدف نیك رسیده است ، ولی

دست هامان ، نرسیده است به هم !

 

 فریدون مشیری





طبقه بندی:
برچسب ها: شعر نو، شعری زیبا از فریدون مشیری، فریدون مشیری، متن های زیبا،  

تاریخ : شنبه 29 اسفند 1394 | 01:31 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.