کتابی قدیمی را 

از قفسه ی کتاب های پدر بزرگ 

برداشتم!

رویش غبار گرفته بود!

بدنش زخمی بود اما

تنش بوی اصالت میداد!

صدایی مدام در گوشم میگفت:

هرچقدر هم که خرابت کنند

تو اگر خودت باشی

مثل این کتاب کهنه 

اصالتت را حفظ خواهی کرد!!



✍️محسن دعاوی




عکس کتاب



طبقه بندی: ♥⭐️ نـوشـته هـای نـاب ⭐️♥،
برچسب ها: کتابی قدیمی، غبار، بوی اصالت، خودت باش، کتاب کهنه، اصالتت، محسن دعاوی،

تاریخ : جمعه 7 دی 1397 | 07:06 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



دنیا کوچکتر از آن است

که گم شده ای را در آن یافته باشی

هیچ کس اینجا گم نمی شود

آدم ها به همان خونسردی که آمده اند

چمدانشان را می بندند

و ناپدید می شوند

یکی در مـــه

یکی در غــبار

یکی در بـاران

یکی در بـاد

و بی رحم ترینشان در برف

آنچه به جا می ماند

رد پائی است

و خاطره ای که هر از گاه پس میزند

مثل نسیم سحر

پرده های اتاقت را




عباس صفاری







طبقه بندی:
برچسب ها: دنیا، دل نوشته، گم شده، غبار، باران، خاطره، ردپا،

تاریخ : جمعه 25 دی 1394 | 12:35 ب.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic