تبلیغات
ܓܨ ❤❤ بـه رنگِ آرامـش ❤❤ܓܨ - مطالب ابر جزء از کل

عکس



احساس می کنم یه جای زندگیم راه رو غلط رفتم ...

ولی این قدر جلو رفتم ...

که دیگه انرژی برای برگشت ندارم .

این یادت بمونه مارتین ....

اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی ...

هیچ وقت برای برگشت دیر نیست ...

حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی .

نگو راه برگشت طولانی و تاریکه ...

نترس از این که هیچی به دست نیاری ....

من تمام این سال ها ...

با این که پدرت رو دوست نداشتم ...

بهش وفادار موندم ....

حالا فهمیدم کار اشتباهی کردم ....

اجازه نده اخلاق سد راه زندگیت بشه ....

من به خاطر ترس با پدرت ازدواج کردم ....

به خاطر ترس باهاش موندم ....

حکمفرمای زندگی من ترس بوده ....

من زن شجاعی نیستم ....

خیلی بده آدم برسه به انتهای زندگیش ...

و بفهمه شجاع نیست ...



هر وقت مادرم این طوری خودش را سبک می کرد ...

نمی دانستم چه باید بگویم ...

فقط به صورتش که زمانی باغی بود ...

 آراسته لبخند می زدم ...

و با کمی خجالت روی دست استخوانی اش می زدم ،...

چون خجالت آور است ...

تماشای کسی که آخر عمری خود را موشکافی می کند و به این نتیجه می رسد ...

تنها چیزی که با خود به گور می برد ...

شرم زندگی نکردن است ....




 استیو تولتز 
 جزء از کل







طبقه بندی: ♥⭐️ تفــکر و تامُـــل ⭐️♥، 
برچسب ها: برگشت، اشتباه، اخلاق، ترس، استیو تولتز، جزء از کل،  

تاریخ : یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 | 08:55 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.