جداکننده





شهر من رقص کوچه‌هایش را باز می‌یابد 

هیچ کجا

هیچ زمان 

فریاد زندگی بی‌جواب نمانده‌ است

به صداهای دور گوش می‌دهم

از دور به صدای من گوش می‌دهند

من زنده‌ام 

فریاد من بی جواب نیست 

قلبِ خوبِ تو جواب فریاد من است 


مرغ صدا طلایی من 

در شاخ و برگ خانه‌ی توست 

نازنین 

جامه‌ی خوبت را بپوش 

عشق ما را دوست می‌دارد...



✍️ احمد شاملو




نقاشی فانتزی عاشقانه



طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥، 
برچسب ها: شهر من، رقص کوچه‌ها، فریاد زندگی، بی‌جواب، من زنده‌ام، قلبِ خوبِ تو، مرغ صدا طلایی من،  

تاریخ : چهارشنبه 21 آذر 1397 | 01:16 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات


پروانه




زنــدگـی 

بـوی خـوش نســترن اسـت

بـوی یاسـی اسـت کـه گـل کـرده 

بـه دیـوار نـگاهِ مـن و تــو

زنــدگـی خـاطـره اسـت ...!



سهراب سپهرى





گل



طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥،  ♥⭐️ زِنـــــدگــی ⭐️♥، 
برچسب ها: زندگی، بوی خوش، نسترن، یاس، نگاه من و تو، خاطره،  

تاریخ : سه شنبه 20 شهریور 1397 | 12:19 ب.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات




بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم !


در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید


یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم


ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ


یادم آید : تو بمن گفتی :

ازین عشق حذر کن !

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب ، آئینة عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا ، که دلت با دگران است

تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !


با تو گفتنم :

حذر از عشق ؟

ندانم

سفر از پیش تو ؟

هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم

باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !


اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید


یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم ، نرمیدم


رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !

بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم




فریدون مشیری




..



طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥، 
برچسب ها: بی تو، مهتاب شبی، خوشه ماه، اشک، عشق،  

تاریخ : جمعه 7 اردیبهشت 1397 | 11:11 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



شعر بسیار زیبایی از قیصر امین پور:





گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود

گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود

گاهی بساط عیش خودش جور میشود

گاهی دگر تهیه بدستور میشود

گه جور میشود خود آن بی مقدمه

گه با دو صد مقدمه ناجور میشود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست

گاهی تمام شهر گدای تو میشود

گاهی برای خنده دلم تنگ میشود

گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود

گاهی تمام آبی این آسمان ما

یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود

گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود

از هرچه زندگیست دلت سیر میشود

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود

کاری ندارم کجایی چه میکنی

بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود








طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥، 
برچسب ها: شعر بسیار زیبایی از قیصر امین پور:، متن های زیبا، شعر، گاهی گمان نمیکنی، ولی خوب میشود،  

تاریخ : یکشنبه 24 دی 1396 | 05:13 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



☘ قلمت را بردار بنویس

از همه ی خوبی ها  زندگی، عشق، امید

و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست ...

 
☘ بنویس از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود ...

☘بنویس از لبخند، از نگاهی بنویس

که پر از جاذبه ى عشق به هر جا جهان مى نگرد و بجز از یار نمى بیند هیچ ...

☘ قلمت را بردار روی کاغذ بنویس

زندگی با همه ی تلخی ها ،

چون كه با عشق كند همراى ،همچنان شیرین است ...

 


عکس زیبا



طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥،  ♥⭐️ عشــــق ⭐️♥، 
برچسب ها: متن های زیبا، متن زیبا و دلنشین، شعر نو، ☘ قلمت را بردار، بنویس از همه خوبی ها، زندگی، عشق،  

تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1396 | 10:32 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



اسم بازی من و خدا

زندگی ست

هیچ چیز

مثل بازی قشنگ ما

عجیب نیست

بازی ای که ساده است و سخت

مثل بازی بهار با درخت

با خدا طرف شدن

کار مشکلی ست

زندگی

بازی خدا و یک عروسک گلی ست! 



عرفان نظر آهاری




عکس زیبا



طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥، 
برچسب ها: متن های زیبا، دل نوشته عارفانه و زیبا، عرفان نظر اهاری، بازی من و خدا، بازی قشنگ ما، بازی بهار با درخت، زندگی،  

تاریخ : پنجشنبه 14 دی 1396 | 06:38 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات

عکس زیبا





مَِـَِـَِـَِنَِ به سیبی خشنودم

و به بوییدن یک بوته ی بابونه

مَِـَِـَِنَِ به یک آینه ، 

یک بستگی پاک قناعت دارم...



سهراب سپهری







طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥، 
برچسب ها: متن های زیبا، وبلاگ متن های زیبا، شعر نو، من به سیبی خشنودم، یک بستگی پاک، سهراب سپهری،  

تاریخ : شنبه 2 دی 1396 | 04:59 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



تقدیم به آنان که خوب بودن را

 فراموش نکرده اند:


میتوان با یک گلیم کهنه هم

روز را شب کرد و شب را روز کرد

میتوان با هیچ ساخت

میتوان صدبار هم

مهربانی را

خدا را

عشق را

با لبی خندان تر از 

یک شاخه گل تفسیر کرد

میتوان بیرنگ بود

همچو آب چشمه ای پاک و زلال

میتوان در فکر باغ و دشت بود

عاشق گلگشت بود

میتوان این جمله را در دفتر فردا نوشت 


"خوبی از هر چیز دیگر بهتر است "
      



عکس زیبا



طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥، 

تاریخ : شنبه 11 آذر 1396 | 11:39 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



کسی آیا ؟ 

کسی می داند آنجا ، 

یک نفر اینجا ، دلش تنگ است

دلش پر میکشد تا یک نگاه گرم

هوای چشمهایش سخت بارانی ست

کسی آیا دلش تنگ صدای ما نمی گردد ؟

هوای دست ما ، در دست هایش نیست ؟

نمی خواهد بپرسد حال ما را هیچ کس آنجا ؟

کسی دیگر جواب این سلام خسته را آیا نخواهد داد ؟

کسی دلتنگ این دلتنگ ، آیا هست ؟

کسی می داند این دیوار ، نازیباست ؟

کسی یک پنجره ، آیا برای دیدن خورشید ، خواهد ساخت ؟

کسی معنای بغض خسته می داند ؟

و وزن یک نگاه شرمناک و دست خالی را ؟

کسی را با خدای خویش ، عهدی هست ؟

کسی آیا به وقت دیدن گل ،

یاد چشمان غروب آیین ما را کرد ؟

بهاران ، یاد ایامِ خزانِ عمر ما را هم ؟

کسی از لاله ها پرسید احوال دل ما را ؟

و از آن خنده ها ، راز غریب قهر با لب را

کسی آیا نمی خواهد بخواند نغمه ای با عشق ؟

برای سر نهادن ، تا سحر بگریستن ، یک شانه ایا هست ؟

تن عریان هر لحظه ، لباس مهر آیا یک نفر پوشاند

الفبای سکوت عشق را

در مکتبی ، آیا کسی خوانده است ؟

به بیداری که نه

آیا میان خواب هایت ، خواب من را هم ، تو خواهی دید ؟

رساتر از سکوت ، آیا کسی فریاد می داند ؟

کسی پرسیده از آیینه ، راز تاری تصویر تن ها را

کسی آیا چشیده طعم تلخ واژه " من " را ؟

گوارا آب را با یاد ماه تشنه نوشیدی ؟

تو بوسیدی کویر گونه خشکیده از تب را ؟

زدودی اشک چشمی را

گرفتی دست سردی را ؟

تو را با یاکریمی ،  وعده دیدار آیا هست ؟

نمی خواهی بریزی خرده نانی گوشه ایوان

تن خشک نهالی ، مشت آبی هدیه خواهی داد ؟

نگه از آسمان بردار

جوار این  رگ گردن ، سلامی کن

خدا جویی تو ؟

بسم الله

این تو ، این خدا

آری خدا اینجاست

این نزدیک

در تک سرفه های کودک تب دار همسایه

و دستان نحیف مادری رنجور

و در این سفره های خالی مردم

نخوانی تو ، نمی خواند

نبخشی تو ، نمی بخشد

نخندی تو ، نمی خندد

رها کن کهکشان ، همسایه را دریاب

بگیری دست مردم ، دست او در دست می گیری

بپرسی حال مردم

حال خوبت ، هدیه میگردد

قدم در راه او ، وقتی که بگذاری

تو را تا خویش خواهد برد

خدا جویی تو ؟

این تو ، این خدا

آری خلیفه

گاه گاهی مهربانی کن 



*کیوان شاهبداغی*







طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥، 
برچسب ها: متن های زیبا، شعری زیبا و عارفانه، جملات زیبا درباره رسیدن به خدا،  

تاریخ : جمعه 29 آبان 1394 | 12:49 ب.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات




قلمــــت را بردار

بنویس از همـــه خوبیها

زندگــــی، عشــــــق، امیــد 

و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست

گل مریــــم، گــــل رز

بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال

از تمنــــــا بنویــــس

از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود

از غروبـــــی بنویس که چو یاقوت و شقـــــایق سرخ است

بنــــویس از لبـــــخند

از نگاهـــــــی بنویـــــس کـــــه پــــــر از عشــــــــق 

به هر جای جهـــــــان می نگرد

قلمــــــت را بردار

روی کاغــــــذ بنویس

زندگی با همـــه تلخی ها باز هــــم شیـــــرین اســـت.







طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥، 
برچسب ها: متن های زیبا، شعر زیبا، متن زیبا درباره زندگی، زندگی،  

تاریخ : جمعه 29 آبان 1394 | 01:49 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات




در حضور خارها هم میشود

یک یاس بود . . .

در هیاهوی مترسکها

پر از احساس بود . . .

می شود حتی برای

دیدن پروانه ها ،

شیشه های مات یک 

متروکه را الماس بود . . .

دست در دست پرنده ،

بال در بال نسیم . .

ساقه های هرز این اندیشه ها را

داس بود . . .

کاش می شد

حرفی از " ای کاش "

ها هرگز نبود . . .

هر چه بود احساس بود و

عشق بود و

یاس بود . . .!






طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥، 
برچسب ها: متن های زیبا، شعر، کاش میشد، حضور خارها، یک یاس بود، احساس، هیاهوی مترسک ها،  

تاریخ : پنجشنبه 30 مهر 1394 | 06:20 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات



چه زیبا میشد این دنیا اگر شاه و گدا کم بود

اگر بر زخم هر قلبی همان اندازه مرهم بود

چه زیبا میشد این دنیا اگر دستی بگیرد دست

اگر قدری محبت را به ناف زندگانی بست

چه زیبا میشد این دنیا کمی هم با وفا میشد

نباشد روزگاری که نمک بر زخم هم پاشیم

چه زیبا میشد این دنیا نیاید اشک محرومی

چه زیبا میشد این دنیا 

شود کینه ز دلها گم 

اگر بشکستن پیمان نگردد عادت مردم




ادامه مطلب

طبقه بندی: ♥⭐️ شــــــعر ⭐️♥، 
برچسب ها: متن های زیبا، شعرزیبا درباره زندگی، شعر، چه زیبا میشد این دنیا، شاه و گدا،  

تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394 | 06:07 ق.ظ | نویسنده : ✨ حَـــ❤️ـــوا ✨ | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.