تبلیغات
میوه قلبم ، دخترنازم

میوه قلبم ، دخترنازم




تو مثل ِ بهانه ای


تو مثل ِ بهاری


تو مثل ِ تمام ِ هر چه تا به حال داشتم نیستی


جدایی از تمام ِ آنچه منظور ِ من است...


تو بهترین حسّی...


صورتی ِ دخترانه ای


با تمام ِ دلبری ... با تمام ِ قصه های دلبرانه


كه پیش ترها


مادرم برای كودكی هایم تعریف میكرد...


هنوز نمیدانی چقدر میخواهمت


هنوز نمیفهمی كه اینجا كه من ایستاده ام كجاست ...


زندگی كن بهانه ی قشنگ ِ من برای عاشقی


زندگی كن و آرام آرام بزرگ شو




نوشته شده در پنجشنبه 19 مهر 1397 ساعت 07:55 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |



من هر روز

با شعرهایم كه تمام احساس ِ من است

نوازشت میكنم

لمست میكنم

می بوسمت

موهای نرمت را شانه میكنم

صورتت را میشویم

و به تو شعر میدهم تا گرسنه ی احساس نباشی

تا روزی كه بزرگ شدی

احساست دم دستت باشد

قایمش نكنی ،عزیزك ِ من

و ما هر روز عاشق تر از روز ِ قبل میشویم

به همین راحتی.

تو وادارم میكنی شعرهایم را برایت شبها قصه بگویم تا بخوابی


تو وادارم میكنی تا دوباره به لهجه ی كودكی هایم

با تو صحبت كنم.

و روی حیاطی كه هنوز كف ِ آ ن خاكیست و آب پاشی شده

با تو پابرهنه بدوم تا كف ِ پاهایم گِلی شود.

تو وادارم میكنی با خودم شرط ببندم تمام ِ كوچه های بن بست دنیا را نادیده بگیرم.

و ...وادارم میكنی خنده هایم را از چمدان زیر تخت بیرون بیاورم .

و ...دوباره تمام ِ غصه هایم را تا كنم بگذارم توی چمدان ، زیر تخت.

و... دوباره شعر بگویم.



دوستت دارم نهال ِ كوچك ِ شاعرانگی ِ من.




نوشته شده در چهارشنبه 11 مهر 1397 ساعت 09:13 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |


عکس



با چه رو خیمه بَرَم این سرِ آویزان را

چه کنم مشکلِ این حنجر خون ریزان را


به سفیدیِ گلوی تو کسی رحم نکرد

رسمِ کوفی است بگیرند هدف، مهمان را


دست و پایی زدی و باز تبسّم کردی

پس خدا بوسه زند این دو لب خندان را


بوسه بر این سرِ پاشیده ز هم مشگل نیست

من چه سان دفن کنم پاره ای از قرآن را


مشگل اینجاست که سر نیزه امانت ندهد

اهل غارت نکند رحم ، گُلِ پنهان را


من دهم با چه زبانی خبرت را به رباب

آب دادَست سه شعبه گلوی عطشان را


بعد از این است که بر سینۀ من جا داری

نزد مادر ببرم آهِ دِلِ سوزان را


گریه بر معجرِ عمّه نرود از یادت

وسط هلهله ها بدرقه کن یاران را


تا به محشر ز غبار غم تو گریه بپاست

ای عجب داغ تو کردَست بپا طوفان را


سند مستند کرب و بلا حنجر توست

بُرد مظلومیِ تو آبروی عدوان را


عید قربان من است و تو همان ذبحِ عظیم

و خدا مُهر قبولی زند این قربان را




نوشته شده در شنبه 24 شهریور 1397 ساعت 07:21 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |



ای بهار آرزوی نسل فردا،دخترم / ای فروغ عشق از روی تو پیدا، دخترم

چشم وگوش خویش را بگشا کز راه حسد / نشکند آیینه ات را چشم دنیا، دخترم

دست در دست حیا بگذار وکوشش کن مدام / تا نیفتی در راه آزادی از پا، دخترم

کوه غم داری اگر بر دوش دل همچون پدر / دم مزن تا می توانی از دریغا، دخترم

با مدارا می شوی آسوده دل،پس کن بنا / پایه رفتار خود را بر مدارا، دخترم




*****



با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا

بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !

خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …

تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :

دوستت دارم دختر عزیز تر از جانم!




نوشته شده در جمعه 9 شهریور 1397 ساعت 06:40 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |




شاید خدا تو را به خاطرِ این به من داد

كه هم وزن معصومیتت دوستت داشته باشم

شاید باید باهم

بعدهای بعد از این

بخندیم و برقصیم

رهای رها

شاید به خاطر ِ این تو یك تكه از من شدی كه

خدا به من اجازه داد

تكه های احساسم را در تو تكثیر كنم.

راستی خبر داری ؟

مادرت شاعرك ِ بارانی ِ گرمیست

از تبار احساس...

جانكم ، دلتنگی هایم را ببوس

تا تمام ِ گریبانم بوی تو را بگیرد.

تا

نقش لبهای كودكانه ات با طعم ِ مبهم ِ دنیای پاک و زیبایت

روی پوستم بماند.

یك تكه از من كه نامش دل است

دیوانه وار

دارد تو را هر روز عاشق تر میشود.





نوشته شده در دوشنبه 15 مرداد 1397 ساعت 10:22 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |





كوچك رویایی ِ من


دنیا اگر خودش را بكشد نمیتواند



به عشق من به تو شك كند.



تمام ِ بودنت را حس می كنم ...



حاجتی به استخاره نیست



عشق ما ... عشق من به تو



عشق تو به من



یك پدیده است ...



یك حقیقت بی نیاز از استخاره و ُ گمان



صدای خنده های  تو ... صدای زندگیست.



زندگی را دوست داشته باش نازنین ِ من



زندگی را زندگی كن



عاشقانه



كودكانه... حتا وقتی بزرگ شدی 



كودكانه زندگی كن جانكم



مادرانه ترین لحظه های امروزم



همین لحظه است...همین لحظه كه



با تمام جان ِ عاشقم



دوستت دارم را یواشكی به



تو هدیه میكنم...



وقتی که در خواب نازی و 


لبخند زیبایی به من هدیه میدهی



تو خوب میدانی كه من چقدر



شاعرانه با تو حرف میزنم...



تو خوب میدانی كه...



من تا آخرین لحظه عمرم 



قرار است در كنارت بمانم



ولی الان تازه این شروع زندگی ِ كودكانه ی تو است.



بخواب ...



نترس ...



زندگی باید برای تو



روزها را عاشقانه باران



شب ها را ستاره باران كند .






نوشته شده در جمعه 22 تیر 1397 ساعت 03:19 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر 1397 ساعت 02:44 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |





کودک دلبندم

آسوده بخواب

که فرشتگان را گفته ام

از گهواره ات دور شوند

تا ترنم لطیفشان تو را بیدار نکند

و پروانه های باغ را سپرده ام

تا هنگامی که تو در خوابی

از این گل به آن گل پرنکشند

زیرا تو آنقدر لطیفی 

که صدای پرهایشان را خواهی شنید.

من

ترانه های آرام لالایی را

آهسته برایت زمزمه خواهم کرد

و شیره جانم را

قطره قطره در کامت خواهم ریخت

و بیدار خواهم ماند

تا تو به خواب ناز فرو روی

وعطر نفسهای کوتاهت

چشمم را گرم کند

آنگاه هوشیارانه کنارت خواهم آرمید

و نفسهای کوتاه تو را

در تمام طول شب ها خواهم شنید



 

نوشته شده در سه شنبه 12 تیر 1397 ساعت 09:16 ق.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |


...





جان منی

از این عزیزتر نمی شود.

جان منی و خوش به حالت

كه

مادرت

تو رامثل گوش ماهی هایی كه خودش كنار دریا كشف كرده

دوست دارد.




نوشته شده در چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت 11:48 ق.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |




دختر نازم : 

یادت نرود که هر چقدر هم که بالا رفته باشی،

برای دیدن بزرگی خداوند باید سرت را بالا نگه داری

و گرنه.. ناچیزتر از خار خواهی شد




شاید خدا تو را به خاطرِ این به من داد

كه هم وزن معصومیتت دوستت داشته باشم

شاید باید باهم

بعدهای بعد از این

بخندیم و برقصیم

رهای رها

شاید به خاطر ِ این تو یك تكه از من شدی كه

خدا به من اجازه داد

تكه های احساسم را در تو تكثیر كنم.

راستی خبر داری ؟

مادرت شاعرك ِ بارانی ِ گرمیست

از تبار احساس...

جانكم ، دلتنگی هایم را ببوس

تا تمام ِ گریبانم بوی تو را بگیرد.

تا

نقش لبهای كودكانه ات با طعم ِ مبهم ِ دنیای یك نفره ات

روی پوستم بماند.

یك تكه از من كه نامش دل است

دیوانه وار

دارد تو را هر روز عاشق تر میشود.

من تصمیم گرفته ام  تو را در مزرعه ی احساسم بكارم

تا باران بی دلیل از ابر نبارد.


میخواهم رج های غصه های خنده دارم را بشكافم

و شادی حضورِ تو را ببافم

یا صورتی یا آبی

می خواهم به تو عادت كنم.






نوشته شده در جمعه 11 خرداد 1397 ساعت 02:12 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |




تو مثل ِ بهانه ای

تو مثل ِ بهاری


تو مثل ِ تمام ِ هر چه تا به حال داشتم نیستی

جدایی از تمام ِ آنچه منظور ِ من است...

تو بهترین حسّی...

صورتی ِ دخترانه ای

با تمام ِ دلبری ... با تمام ِ قصه های دلبرانه

كه پیش ترها

مادرم برای كودكی هایم تعریف میكرد...

هنوز نمیدانی چقدر میخواهمت

هنوز نمفهمی كه اینجا كه من ایستاده ام كجاست ...

زندگی كن بهانه ی قشنگ ِ من برای عاشقی

زندگی كن و آرام آرام بزرگ شو


تو از بهار هم تازه تری

تو از هفت سین ِ شب عید هم زیبا تری

تو از خوابهای قشنگ ِ دم صبح هم

شیرین تری


جانكم...عزیزكم...

زعفرانی ترین طعم های روزگار

به طعم ِ عاشقانه های ما

من و ُ تو

نمیرسند.


نوشته شده در پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 10:48 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |


فرزند خوبم

امروز برایت اینگونه دعاکردم! خدایا !

بجز خودت به دیگری واگذارش نکن! تویی پروردگار او!

پس قرارده بی نیازی درنفسش ! یقین دردلش !

اخلاص درکردارش! روشنی دردیده اش! بصیرت درقلبش !

و روزى پر برکت در زندگیش. آمین




نوشته شده در سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 ساعت 11:20 ق.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |




باغ ِ گل کنار ِ چشم های تو بی طراوت است...

تو از بس برای من عزیزی !

خودم را فراموش کرده ام ...

دلبرکم ..

تو کودکی های منی یا کودکی های پدرت ؟

تو کدام ِ مایی ؟

که انقدر دلنشین و ُ دلبرانه ای !

فدای تو تمام ِ لحظه های من.

دلبرکم ..





نوشته شده در چهارشنبه 29 فروردین 1397 ساعت 10:40 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |




خواب را به چشم هایت دعوت میکنم

بخواب کودک ِ دلنشین ِ دلبر  ِ من

سار ها چه کوک میخوانند ! برای بهانه های خواب ِ تو

چشم هایت چه دلبرانه است !

ناز کنار ِ ناز ِ تو هیچ است ...

دستهایت بوی روزهای عشق ِ مرا میدهد.

چشم هایت تمام ِ فصل های عاشقیست...

 تو عشقی ؟

یا عشق تو ؟

چه عاشقانه میشود  نگاه هایمان

وقتی به هم میرسند ...

بخواب کودک ِ دلنشین ِ دلبر ِ من






نوشته شده در پنجشنبه 23 فروردین 1397 ساعت 03:58 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

نوشته شده در جمعه 29 دی 1396 ساعت 06:45 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |


فرشته کوچولومون اومد






به دلیل مـادرشدن این وبلاگ تعطیل شد .. 

شاید در آینده با عنوان و موضوع جدید برگشتم .










نوشته شده در سه شنبه 19 دی 1396 ساعت 12:25 ب.ظ توسط یک عدد مامان نظرات |



Design By : Pars Skin